نامه ای خطاب به محضر آیت الله شبیری زنجانی- آیا این افکار و کردار آقای خاتمی را تائید می فرمایید؟

نامه ای خطاب به محضر آیت الله شبیری زنجانی- آیا این افکار و کردار آقای خاتمی را تائید می فرمایید؟

 

محضر گرانقدر حضرت آیت الله شبیری زنجانی

با اهداء سلام و تحیت

ملاقات اخیر حضرتعالی با آقای سید محمد خاتمی، این پرسش را در اذهان جوانان ایجاد کرده است که آیا رویکرد و عملکرد آقای خاتمی مورد تائید حضرتعالی است یا خیر. لذا استدعا دارم به عنوان یک مسئله شرعی برای مقلدان و پیروان آن حضرت، نظر مبارکتان را پیرامون برخی عقاید آقای خاتمی که ذیلا تقدیم حضورتان می شود و در کتاب «سودای سکولاریسم» به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته (کتاب به پیوست خدمتتان ارسال می شود)، بیان فرمایید.

۱- آقای خاتمی درباره آیه شریفه «وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی اْلأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ» می گوید در دوران ظهور، «مردم خود امام می شوند و از مامومیت و تابعیت خارج می شوند» و نقش حضرت بقیه الله (عج) را نیز محدود به «معلم بودن و الگو بودن» برای جامعه می داند. یعنی با نظری بر خلاف مفهوم روشن آیه اطاعت (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ)، که مومنین را به اطاعت از خدا و پیامبر و اولی الامر دعوت کرده، رهبری سیاسی امام معصوم را نیز قبول ندارند و امامت را از حقوق و تکالیف امام عصر (عج) ‌نمی دانند. حضرتعالی یقینا با اندیشه‌های امام خمینی(ره) در این رابطه آشنا هستید. احتمالا این جمله را نیز از ایشان شنیده اید که «ما با خواست خدا دست تجاوز و ستم همه ستمگران را در کشورهای اسلامی می شکنیم و با صدور انقلابمان که در حقیقت صدور انقلاب راستین و بیان احکام محمدی (ص) است، به سیطره و سلطه و ظلم جهانخواران خاتمه می‌دهیم و به یاری خدا راه را برای ظهور منجی مصلح کل و «امامت مطلق حق امام زمان» -اروحنافداه ـ هموار می کنیم». همانگونه که ملاحظه می فرمایید، حضرت امام(ره) از «امامت مطلق حق امام زمان» سخن می گویند و شاهدی وجود ندارد که امام خمینی(ره) مردم را در عصر ظهور، خارج شده از مامومیت امام زمان (عج) دانسته باشند. لذا نسل سوم و چهارم انقلاب اسلامی این سوال را از حضرتعالی دارند که با توجه به جایگاه مهدویت در اندیشه امام خمینی و فلسفه وجودی انقلاب و جمهوری اسلامی، آیا این اظهارات آقای خاتمی را تائید می فرمائید؟ اگر این اظهارات مورد تائید حضرتعالی است، پرسش جوانان این است که اگر ان شاءالله در زمان ظهور حضرت در قید حیات بودند و امام، طبق روایات متواتر قیام به تشکیل حکومت اسلامی کرد، چه موضعی باید بگیرند؟‌ «ماموم و تابع» شودند یا طبق نظر آقای خاتمی، خود را از مامومیت خارج شده بدانند؟

۲- آقای خاتمی قائل به این است که برای اینکه توسعه یافته شویم، باید خرد و بینش و منش غربی را بپذیریم: «در زندگی قومی که عزم تعالی و پویایی کرده است هیچ تحول کارسازی پدید نخواهد آمد مگر آنکه از متن تمدن غرب بگذرد… سخن کسانی که می گویند ابتدا باید خرد غربی را پذیرفت تا توسعه بیاید سخن بیراهی نیست و این سخن را کامل کنم که علاوه بر خرد و بینش غرب باید منش غربی متناسب با این بینش را نیز پذیرفت». استحضار دارید که خرد و بینش و منش غربی چه نسبتی با تفکر اسلامی دارد. آیا این تفکر آقای خاتمی مورد تائید حضرتعالی است؟

۳- آقای خاتمی در اواخر دوره ریاست جمهوری‌شان، جزوه ای به نام «نامه ای برای فردا» نوشته و منتشر کرد. وی در آنجا «مشروعیت» همه قدرت ها را مستقیم و غیر مستقیم برآمده از «مردم»‌ خواند و از اینکه رویکردهای سکولاریستی جریان متبوعش(اصلاحات) در ایران به نام دین ستیزی مورد مخالفت قرار می گرفت، اینگونه با متهم کردن مخالفان به استبداد گله کرد: «استبداد زدگی درد مزمن و مشترک جامعه ماست… متاسفانه حتی مفاهیم غربی هم، وقتی به یک فضای استبدادزده پای می نهند، ‌تحریف هم می شوند و این که در این مسیر سکولاریسم مبدل به دین ستیزی می شود، از این قاعده برکنار نیست». مستحضر هستید که امام خمینی(ره) درباره سکولاریسم فرموده‌اند «به گوش ما خوانده اند که فقها جز مسئله گفتن کاری ندارند و هیچ تکلیف دیگری ندارند. بعضی هم نفهمیده باور کرده و گمراه شده اند. ندانسته اند که اینها نقشه است تا استقلال ما را از بین ببرند و همه جهات کشورهای اسلامی را از دست ما بگیرند و ندانسته به بنگاه های تبلیغات استعماری و به سیاست آنها و به تحقق هدف های آنها کمک کرده اند. موسسات تبلیغاتی استعماری وسوسه کرده اند که «دین از سیاست جداست، روحانیت نباید در هیچ امر اجتماعی دخالت کند، فقها وظیفه ندارند بر سرنوشت خود و ملت اسلام نظارت کنند». متاسفانه عده‌ای باور کرده و تحت تاثیر قرار گرفته اند و نتیجه این شده که می بینیم. این همان آرزویی است که استعمارگران داشته اند و دارند و خواهند داشت». آیا سکولاریسم مورد نظر آقای خاتمی را تائید می فرمایید یا نظر حضرت امام(ره) مورد تائید حضرتعالی است؟

۴- آقای خاتمی در جریان فتنه سال ۱۳۸۸ که هدف اعلام شده‌اش، براندازی نظام جمهوری اسلامی بود، نه تنها در مقابل نظام ایستاد و با جمع آوری منابع مادی و معنوی داخلی و خارجی به یاری فتنه گران پرداخت، بلکه هیچ گاه حاضر به اعلام برائت از کسانی نشد که علیه اصل ولایت فقیه شعار دادند، مسجد آتش زدند و عزاداران حسین(ع) را مورد اهانت و ضرب و شتم قرار دادند و در یک کلام، ۸ ماه کشور را به آشوب کشیدند. آیا حضرتعالی این رویکرد و عملکرد آقای خاتمی را تائید فرموده و مقلدانتان را به الگوبرداری از وی توصیه می کنید؟ امروز در زیارت اربعین حضرت اباعبدالله الحسین(ع) خطاب به ایشان عرض کردیم که «قَلْبِی لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ وَ أَمْرِی لِأَمْرِکُمْ مُتَّبِعٌ وَ نُصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّهٌ حَتَّى یَأْذَنَ اللَّهُ لَکُمْ فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لا مَعَ عَدُوِّکُمْ ». پرسش ما از محضر حضرتعالی این است که مقلدانتان امروز نصرت حسین(ع) را در یاری ولی فقیه جستجو کنند یا تائید دشمن و باغی بر او که آقای سید محمد خاتمی باشد؟

 

الاحقر

 سید یاسر جبرائیلی     

ارسال پاسخ

Your email address will not be published.
Required fields are marked *

بیست − 16 =